مرتضى مطهرى

29

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

امروز معلوم شد كه تفاوت و اختلاف زن و مرد يك تفاوت سادهء عضوى است و در اساس ساختمان جسمى و روحى آنها و حقوقى كه به آنها تعلق مىگيرد و مسؤوليتهايى كه بايد بر عهده بگيرند تأثيرى ندارد ، و بدين جهت در فلسفه‌هاى اجتماعى امروز حسابى جداگانه براى آن باز نشد ؟ . اتفاقاً قضيه برعكس است ؛ در پرتو اكتشافات و پيشرفتهاى علمى زيستى و روانى ، تفاوتهاى دو جنس روشنتر و مستدلتر گشت و ما در برخى از فصول اين كتاب با استناد به تحقيقات زيست شناسان و فيزيولوژيستها و روانشناسان در اين باره بحث كرده‌ايم . با همهء اينها مسألهء اساسى به فراموشى سپرده شد و اين مايهء شگفتى است . منشأ اين بىتوجهى شايد اين است كه اين نهضت خيلى عجولانه صورت گرفت . لذا اين نهضت در عين اينكه يك سلسله بدبختيها را از زن گرفت ، بدبختيها و بيچارگيهاى ديگرى براى او و براى جامعهء بشريت به ارمغان آورد . بعداً در فصول اين كتاب خواهيم ديد كه زن غربى تا اوايل قرن بيستم از ساده ترين و پيش پاافتاده ترين حقوق محروم بوده است و تنها در اوايل قرن بيستم بود كه مردم مغرب زمين به فكر جبران مافات افتادند و چون اين نهضت دنبالهء نهضتهاى ديگر در زمينهء « تساوى » و « آزادى » بود همهء معجزه‌ها را از معنى اين دو كلمه خواستند غافل از اينكه تساوى و آزادى مربوط است به رابطهء بشرها با يكديگر از آن جهت كه بشرند و به قول طلاب « تساوى و آزادى حق انسان بما هو انسان است » ؛ زن از آن جهت كه انسان است مانند هر انسان ديگر آزاد آفريده شده است و از حقوقى مساوى بهره‌مند است ، ولى زن انسانى است با چگونگيهاى خاص و مرد انسانى است با چگونگيهاى ديگر . زن و مرد در انسانيت « برابرند » ولى دوگونه انسانند با دوگونه خصلتها و دوگونه روانشناسى ، و اين اختلاف ناشى از عوامل جغرافيايى و يا تاريخى و اجتماعى نيست بلكه طرح آن در متن آفرينش ريخته شده . طبيعت از اين دوگونگىها هدف داشته است و هرگونه عملى بر ضد طبيعت و فطرت عوارض نامطلوبى به بار